HERA : هرا بزرگترين ربه النوع المپ و دختربزرگ كرونوس و رئا و خواهر زئوس بود هرا نيز مانند ديگر خواهر و برادرهايش توسط پدر ( كرونوس ) بلعيده شده بود كه به وسیله برادرش زئوس كه شكم پدر را درديد به زندگي بازگشت . هنگاميكه زئوس با تيتانها در جنگ بود رئا پرورش هرا را به اوقيانوس OCEAN) پدر همه رودخانه ها و تجسم آبي است كه در نظر مردمان آنزمان اطراف دنيا را فراگرفته بود) و تتيس TETHYS) تجسم بارداري زنانه دريا بود كه ار معاشقات اورانوس و گايا متولد شده و از جوانترين تيانيدها بود) سپرد. او پس از رسيدن به سن بلوغ با تشريفات مخصوصي به همسري برادرش زئوس درآمد . البته هرا سومين زن زئوس بود چون زئوس قبل از او با متيس(1) و بعد ازآن با تميس ازدواج كرده بود. از وصلت زئوس با هرا فرزنداني به نامهاي هفائيستوس ( خداي صنعت) ايلي تي ( الهه وضع حمل ) آرس ( خداي جنگ ) هبه ( الهه جواني ) بدنیا آمدند.
هرا به دليل قدرتي كه داشت ( زن بزرگترين خدا بود ) حمايت از زن و شوهرها را برعهده داشت و نگهبان زندگي زناشويي بود، او نسبت به بي وفايي و يا خيانت درزندگی زناشويي بسيار سختگير بود و در زندگي مشترك با زئوس نیز بسیارحسودوکینه جو بود،وبا کینه شدیدی نه تنها عشاق زئوس بلکه فرذندانی را هم که به دنيا مي آوردند مجازات مي كرد، مانند هراكلس كه حوادث دوازده خوان بدستور هرا برای وی ایجاد شد. همچنین برای ایو،اپافوس،سمله، آتاماس، اينوولتو نيز مشكلات عديده اي ايجاد كرد و حتي زئوس گاهي مجبور بود فرززندان خود را از ترس هرا به اشکال حيوانات در می آورد ( مانند ديو نيزوس را كه بصورت بزغاله درآورد) (الارا)رادرزیرزمین پنهان کند و درهمانجا(تیتوس)را به دنیا آورد . در مورد خشمش نسبيت به تيرزياس(2) چنين بود كه مي گويند: يك روز هرا با زئوس درباره اينكه مرد و زن كداميك بيشتر و بهتر از لذت عشق بهره مند مي شوند و كار بالا گرفت زيرا به عقيده زئوس زنان بيشتر لذت مي برند و هرا اعتقاد داشت كه لذت مردان بيشترا ست در نهايت تصميم بر اين شد كه بروند و از تيرياس كه مدتي مرد و مدتي هم زن بود موضوع را به داوري بگذارند تيززياس راي به نفع زئوس داد وگفت:اگر این کار،ده لذت داشته باشد، يكي از آنها بهره مرد است و نه تاي ديگر نصيب زنان مي شود هرا از اين داوري ناراحت شده و تيرزياس را نابينا گرد .
گياه مورد علاقه هرا انار و زنبق بود و حيوان مخصوص و مورد علاقه اش طاووس بود كه چنانچه مي گويند پرهاي طاوس تصويري از آرگوس(3) و چشمان متعدد او بود
METIs(1) :متیس به معني احتياط و هم به معني خيانت است متيس دختر اوقيانوس و تتيس بود و معجوني كه زئوس به کرونوس خوراند كه بر اثر آن كرونوس فرزندان خود را كه بليعده بود دوباره به دنيا آورد از ابتكارات متيس بودو هنگاميكه گايا و اورانوس به زئوس خبر دادند كه از متيس فرزندي متولد خواهد شد كه وي زئوس را از سلطنت خلع خواهد كرد زئوس به راهنمايي گايا متيس را بلعيد و پس ازچندي آتنا رااز درون کاسه سرش به دنيا آورد .
TIRESIAS(2) : تير زياس پسر اورست و كاركيلو مي باشد تيزياس روزي در كوهستان ( سیلنه ) مشغول گردش بود دو مار را در حال جفت گيري ديد ، يكي از آنها را مجروح كرد و ديگري را كه ماده بود كشت . اين عمل باعث شد كه او مبدل به زني گردد و پس از هفت سال در حاليكه با ز در همان محل مي گشت دو مار ديگر ديد كه جفت گيري مي گردند باز يكي را مجروح و اينبار مار نر را كشت كه اين عمل باعث شد به حالت اوليه خود درآيد .
ARGOS(3) : آرگوس صا حب چشمان متعددي بود كه در همه بدن اوبصورت پراكنده وجود داشت وی دارای قدرت فوق العاده اي بود، هرا اورا نگهبان براي رقيب عشقي خود(ايو) كه به صورت گاوي درآمده بود گماشت و آرگوس ايو را به درخت زيتوني در ( مي سن ) بست و چون چشمان متعددي داشت مي توانست به خوبي اورا تحت نظر قرارداهد و از چشمان متعدد او فقط نيمي از آنها به خواب مي رفت و هميشه نيمي بازبود زئوس به( هرمس) دستور داد تا محبوبه اش را نجات دهد و هرمس به وسيله چوبدستي نازك خود كه معجزه آميز يود كليه چشمان آرگوس را به خواب فرو برد وسپس او را کشت، هرا براي جاودان ساختن آرگوس كه به او خدمت مي كرد چشم هاي او را به بال و پر پرنده مخصوص خود طاووس منتقل كرد .