تبليغاتX
پرومته

هادس: خداي اموات و يكي از برادران زئوس بود كه پس از

 

 آنكه زئوس و يوزئيدون و هادس بر تيتانها غلبه كردند هريك از

 

 حكومت قسمتي از جهان را به عهده گرفتند و دنياي زيرزمين

 

يعني انفرس (اقامتگاه ارواح) و تارتار (دوزخ) به هادس رسيد.

 

 وي جنگ با تيتانها شركت كرد و سيكلوپها او را با كلاهي مجهز

 

 نمودند كه هر كسي آن را بر سر مي گذاشت از انظار مخفي مي شد.

 

 هادس در اقامتگاه ارواح به كمك جمعي از شياطين و اجنه مانند

 

 كارون(۱ )و آكرون(۲ )با كمال بي رحمي بر اموات حكومت

 

مي كردو به هيچ كدام از آنان اجازه بازگشت به دنياي زندگان

 

 نمي داد. پرسفون دختر دمتر نيز كه دختري سنگدل و بي رحم 

 

 شریک سلطنت وي بود. هادس عشق شديدي به پرسفون داشت

 

 منتهي زئوس (پدر پرسفون) كه مي دانست در صورت وصلت

 

هادس با پرسفون وي بايد هميشه در عالم ارواح بسر ببرد با

 

 ازدواج آنها موافقت نمي كرد و هادس هنگامي كه پرسفون در

 

 جزيره سيسيل مشغول بازي با همسالان خود بود او را ربود.

 

   زئوس فرمان داد تا هادس دخترش را برگرداند ولي هادس

 

كه از پيش چنين واقعه اي را حدس مي زد يك حبه انار به 

 

 پرسفون خوراند. چون هر كس در اقامتگاه ارواح چيزي

 

مي خورد ديگر نمي توانست به دنيا برگردد بنابراين با وجود

 

 فرمان زئوس،‌پرسفون مجبور بود چهار ماه از سال را نزد

 هادس بماند.

   هادس برخوردي نيز با  هراكلس داشته كه در اين نبرد

 

 پيروزي به نفع هراكلس رقم مي خورد. نام هادس را كه به

 

 معني (نامرئي) است هيچكس جرأت نداشت بر زبان بياورد،

 

 چون با اين عمل وي به خشم مي آمد. بنابراين اغلب او را به

 

 نام (پلوتون) به معني ثروتمند ياد مي كردند و اين عنوان

 

 اشاره اي به حاصلخيزي زمين و ثروت معادن درون آن بود.

 

 

 ۱ـ کارون: يكي از ملكهاي دنياي زيرزميني بود كه وظيفه او

 

 عبور دادن ارواح از باتلاق اكرون به آنطرف رودخانه اموات

 

بود و هر يك از اموات به پاداش اين عمل يك آبول به او

 

مي دادند و به همين مناسبت هنگام تدفين اموات، سكه اي در

 

 دهان آنها مي گذاشتند. كارون را به صورت پيرمردي بسيار

 

 زشت با ريش انبوه و مجعد و جوگندمي تصوير مي كردند.

 

 وي پالتوئي پاره و مندرس بر تن و كلاهي گرد بر سرداشت.

 

 راهنمائي قايق اموات، بدون پاروزدن بعهده او بود. چون

 

 وظيفه پاروزدن را خود ارواح بر عهده داشتند.

 

در نقاشيهاي مقاير اتروسك، كارون را به صورت يك شيطان

 

بالدار كه در ميان موهاي او تعدادي مار نيز مشاهده مي شد

 

 و در دستش يك چماق داشت،‌تصوير مي كردند و از اين

 

موضوع ميتوان حدس زد كه كارون در نزد اتروسكها (رب النوع مرگ)

 

 و وظيفه او كشتن اشخاص محتضر و كشيدن آنها به دنياي

 

 زيرزميني بوده است.

 

 ۲-  آكرون: يكي از پسران زمين (گايا) بود كه بر اثر خطائي

 

 كه مرتكب شد محكوم شد در زيرزمين بماند. زيرا در هنگام

 

جنگ خدايان المپي با ژئانها آكرون به ژئانها كه احساس عطش

 

 شديدي مي كردند آب داده بود. آكرون رودخانه اي بود كه

 

 ارواح براي وصول به قلمرو اموات از آن مي گذشتند اين رود

 

 تقريباً راكد و كناره هاي آن از ني و لجن پوشيده بود.

 

  آكرون پس از وصلت با ارفته (الهه تاريكي) صاحب پسري

 

 شد به نام اسكالافوس كه دمتر او را به صورت جغدي در آورد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 13:48  توسط محسن محمودی مظفر  |